
Donnerstag, 2. Juli 2009
حضور نظامیان در سیاست و روابط خارجی ایران !!آخه گوزو چه، به شقیقه

در پایان کنگره و با صدور یک قطعنامه حزب چپ آلمان: تقلب در انتخابات و همچنین سرکوب مردم ایران را محکوم کرد
حزب چپ آلمان در کنگره خود که در روزهای 20 و 21 ژوئن در برلین پایتخت آلمان بر پا شد، قطعنامه ای را در حمایت از مبارزات مردم ایران تصویب کرد.
در این قطعنامه آمده است:
حزب چپ آلمان با جنبش اعتراضی مردم ایران علیه تقلب انتخاباتی اعلام همبستگی می کند.
حزب چپ از جنبش دموکراتیک مردم ایران پشتیبانی میکند.
جنبش دموکراتیک ایران سالهاست که با سیاست حاکم بر کشور در مبارزه است.
حزب چپ از دولت ایران می خواهد که به خشونت علیه زنان و مردان معترض پایان دهد، به حق مردم برای تظاهرات احترام بگذارد و معترضین دستگیر شده را فورا آزاد سازد، آزادی مطبوعات را تامین کند و به محدودیت دسترسی به اینترنت و دیگر رسانه ها پایان بخشیده و فورا مسئله تقلب در انتخابات را روشن سازد.
حزب چپ مخالف تهدید ایران به جنگ و محاصره اقتصادی ایران است و این نوع اقدامات را عملیاتی تخریبی می داند که فشار ناشی از آن به مردم وارد می آید . این حق مردم ایران است که خود در باره سرنوشت خود تصمیم بگیرند .
اشپیگل ان لاین- اتحادیه اروپا در حال بررسی اعمال تحریم های بیشتری علیه ایران است. از جمله خارج کردن موقت سفرای خود از ایران و همچنین متوقف کردن صدورویزا به شهروندان ایرانی
از طرفی وزارت خارجه ایران نیز در حال بررسی چگونگی روابط دیپلماتیک خود با آلمان، فرانسه، انگلستان و ایتالیا می باشد. با این حساب تا اینجا جنگ کلامی بین ایران و اتحادیه اروپا برقرار بوده است.” فدریک راینفلد” نخست وزیر سوئد که در روز چهار شنبه به ریاست دوره ای اتحادیه اروپا برگزیده شد، در ارتباط با رویدادهای ایران گفت:
باید همبستگی خود را با مردم ایران نشان دهیم و همچنین جبهه غیر قابل نفوذی در برابر ایران در اتحادیه اروپا داشته باشیم. در این میان آلمان و ایتالیا دو کشوری هستند که هنوز نسبت به خروج دیپلمات های اروپایی از ایران تردید دارند. همچنان که اتحادیه اروپا در مورد متوقف کردن صدور ویزا برای شهروندان ایرانی تردید، زیرا این تصمیم می تواند به ضرر گروه های اپوزوسیون رژیم که احتمالا قصد خروج از ایران را دارند تمام شود. بویژه کسانی که خطر دستگیری آنها را تهدید می کند. در مورد شیوه های دیگری برای تحریم دولت ایران هنوز نمایندگان اتحادیه اروپا به نتیجه مشترک و قابل قبولی نرسیده اند و حتی در مورد خروج سفرا هم جمعی ابراز نگرانی کردند که شاید این دیپلمات ها اجازه ورود دوباره به ایران را نیابند.
نبوی: گفتند لباس معمولی بپوش و صورتت را اصلاح کن /آنها اعتراف کردهاند/ پشم
وی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی در اوج شهرت به دلیل طنزهای سیاسی و اجتماعی که در روزنامههای اصلاحطلب مینوشت بازداشت شد و سپس اعترافاتی کرد؛ که خود او در گفتوگویی با رادیو فردا به آنها میپردازد.
ابراهیم نبوی: اين پروژه اعتراف گيری چيزی است که در مورد خودم اتفاق افتاد. بار اول که زندانی شدم بعد از ۲۰ روز به من گفتند همان چيزهايی را که اعتراف کردی جلوی دوربين هم بگو، ما از اين مسئله هيچ استفاده ای نخواهیم کرد و فقط می خواهيم به مسئولين نشان دهيم و بگوييم نبوی از حرف خود کوتاه آمده است.
يعنی موارد خاصی وجود داشت که شما بايد به آن اعتراف می کرديد؟
يک سری سؤالهای کلی میپرسيدند که نقاط ضعف اخلاقی خودت را بگو، با چه کسانی رابطه سياسی داشتی و يا مثلا بگو با نهضت آزادی رابطه داشتی. در حالی که اعضای نهضت آزادی همه آزاد بودند، مرا زندانی کرده بودند و میگفتند اعتراف کن که با آنها رابطه داری.
اول در زندان هم مرا تحت فشار گذاشتند که با چه کسانی در خارج تماس دارم. من گفتم هنوز گذرنامه ندارم و پايم را از ايران بيرون نگذاشتهام و اصلا در زندگی ام خارجی نديدهام.
پس هدف خاصی را برای شما ترسيم نکردند که بايد به اين موارد اعتراف کنيد؟
سؤالهايی را دادند که بنويسم. من جوابها را نوشتم ولی گفتند اینها فايده ندارد و اين قسمتها را عوض کن. من بعضی قسمتها را عوض کردم ولی يک جاهايی را عوض نکردم. به من گفتند يک جوری بايد اجرا کنی که همه فکر کنند با ميل خودت اعتراف کردهای. من اول آيه قرآن خواندم، گفتند نخوان اين طوری فکر میکنند ما تو را مجبور کردهايم اعتراف کنی. گفتم خوب مجبورم کرده ايد.
اعتراف گيری های اخير را چگونه می توان با گذشته پيوند داد و آيا نقاط اشتراک و افتراقی دارند؟
نقاط اشتراک دارند. فرض کنيد شخصی نويسنده بوده و از حکومت انتقاد می کرده است. به او می گويند اعتراف کن که به يک باند وابسته بودی و از خارجی ها کمک گرفتی که انقلابی برای از بين بردن نظام اجتماعی به وجود بياوری.
با توجه به سابقه ذهنی مردم، اين اعترافات چه تاثيری بر مخاطبان میگذارد؟
حکومتی که فرض را بر اين می گذارد که مردم نادان و بیشعورند، به راحتی و با خوشبختی حکومت میکند و تصور میکند برای هميشه بر سر کار خواهد ماند، اما واقعيت های ديگری وجود دارد..
سيستم اعترافگيری سيستمی است که درآن شخصيت را خرد میکنند و احساس تنهايی را به وجود میآوردند و يک پروژه را آن قدر تکرار میکنند که انسان خودش باور میکند. بعد نقاط ضعف را بزرگ میکنند و به اندازه يک اعدام در انسان وحشت ايجاد میکنند و شخص را وادار میکنند به اندازه ۲۰ سال زندان حرف بزند.
در حال حاضر تاثير مقطعی و سريع اين اعترافات بر مخاطبان چه خواهد بود؟
صدا و سيمايی که دروغگو است و يک رئيس جمهور دروغگو در تلويزيون و در روز روشن دروغ را در چشم مردم میکند، صدا و سيمايی که در مورد حضور چهار ميليون نفر در خيابانها سکوت میکند، چنين تلويزيونی هرگز نمیتواند اعترافی پخش کند و مردم فرض را بر اين بگذارند که راست است.
اين اعترافات فقط در بعضی شهرهای کوچک که دسترسی به اطلاعات محدود است و برای يک زمان و شرايط موقت ممکن است تاثير داشته باشد، اما در دراز مدت هيچ تاثيری ندارد.
مردم ايران بايد واکنش نشان دهند و به محض اين که اعترافی را میبينند بايد بدانند شخص تحت فشار وادار شده اين حرفها را بزند.
وقتی ما اعترافات را گوش میکنيم و سؤال میکنيم که آيا درست است يا نه، يعنی به بازجو اين قدرت را میدهيم که زندانی را تحت فشار، کتک و انفرادی قرار دهد تا به چيزی که انجام نداده اعتراف کند.

