Sonntag, 19. Juli 2009

اعتراف شیخ محمد یزدی به کودتای انتخاباتی 22 خرداد

شیخ محمد یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان و همچنین عضو مجلس خبرگان، روز گذشته در واکنشی تند و عصبی، به نکاتی که هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران طرح کرده بود پاسخ داد. بویژه درباره رسیدگی به نقش شورای نگهبان در انتخابات اخیر و شمارش آراء و ضرورت آزادی دستگیر شدگان حوادث اخیر و...

اظهارات محمدیزدی را نباید پاسخ به هاشمی رفسنجانی ارزیابی کرد، بلکه این نخستین اعتراف یک عضو نقش آفرین و تاثیر گذار شورای نگهبان در کودتائی است که علیه میرحسین موسوی انجام شد.

این اعتراف را مستند به کلمات و جملات خود او باید برجسته کرده و در برابر مردم قرار داد.

شیخ محمد یزدی که 8 سال ریاست قوه قضائیه را در اختیار داشته و اکنون با دستور امنیتی دفتر رهبری رئیس شورای حوزه علمیه قم شده (این مسئولیت باید با رای باشد) در مصاحبه خود که خبرگزاری فارس آن را منتشر کرد گفت که مشروعیت جمهوری اسلامی به رای مردم نیست، بلکه یک مشروعیت الهی است و دراین میان رای مردم، مقبولیت می تواند باشد نه مشروعیت.

جان کلام در کودتائی که شورای نگهبان نقش حقوقی و صحنه گردانی آن را برعهده داشت همین بود. یعنی شورای نگهبان است که تشخیص میدهد کدام انتخاب مشروعیت الهی رهبر را حفظ می کند و ایشان پیش از انتخابات رسما در یک اطلاعیه اعلام کرده بود از احمدی نژاد حمایت می کند!

البته حاج حبیب الله عسگراولادی پدرخوانده موتلفه اسلامی و دبیرکل جبهه پیروان رهبری نیز همین حمایت را اعلام کرده بود.

بخش مهمی از اعتراض میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی و حتی محسن رضائی نیز همین بود. این که حداقل سه تن از فقهای شورای نگهبان (جنتی، یزدی، کعبی) پیش از انتخابات رسما از احمدی نژاد اعلام حمایت کرده اند و طبیعی است که هنگام برگزاری و شمارش آراء از اعلام حمایت خود دفاع کنند!

البته، از روز آشکارتر است که مصاحبه محمدیزدی متاثر از وحشتی است که حضور اعتراضی مردم در نماز جمعه گذشته در میان سازماندهنگان کودتا ایجاد کرده است. آن استدلال هائی که وی کرده، عمدتا برای پاسخگوئی به معدود روحانیون هنوز "خودی" است، زیرا مردم دیگر گوششان به این حرف ها بدهکار نیست!

او می خواهد کودتائی را که شده نزد روحانیونی توجیه کند که ریاست شورای آنها را در قم بر عهده دارد و شماری از آنها بزودی در جلسه خبرگان رهبری حاضر شده و گریبان جنتی و یزدی را خواهند گرفت. اجلاسی که گفته می شود اسناد کودتا قرار است در آن طرح شود.

آنچه شیخ محمد یزدی گفته نه تنها تلاش برای توجیه کودتای 22 خرداد، بلکه آغاز علنی کردن کودتا علیه آیت الله خمینی است.

همه مردم ایران می دانند که آیت الله خمینی وقتی به ایران بازگشت و رفت به بهشت زهرا، خطاب به مردم ایران و جهان اعلام کرد:« من دولت تعیین می کنم، من به پشتوانه حمایت این مردم، دولت تعیین می کنم، من توی دهن این دولت( دولت بختیار) می زنم.»

بنابراین، جز با کودتا علیه آیت الله خمینی و علیه انقلاب 57 می توان چنان سخن گفت که شیخ محمد یزدی سخن گفته است؟ حتی آیت الله خمینی که اگر نبود و نیآمده بود و انقلابی نشده بود، امثال شیخ محمد یزدی برای مجلس ختم و ترحیم مردم هم شانس دعوت و منبر نداشتند، در بهشت زهرا اعلام کرد: چون مردم از او حمایت می کنند، به خود اجازه میدهد دولت تعیین کند! یعنی مشروعیت تصمیم خود را از مردم می‌گیرد. او نگفت که چون مشروعیت من الهی است، دولت تعیین می کنم!

این پرت و پلاهائی که امثال شیخ محمدیزدی می گویند، تنها می تواند سخن و فرمان کودتا باشد و قیام خون آلود مردم که اکنون 5 هفته است ادامه دارد برای در نطفه خفه کردن این کودتا و گرفتن گلوی امثال جنتی و یزدی و فیروزآبادی و گریبان علی خامنه ایست که افسار گسیخته است و با تکیه بر سر نیزه سپاه با مردم سخن می‌گوید. این دیگر مشروعیت نظامی است نه مشروعیت مردمی، مگر آن که تصور کنیم سرنیزه الهی بر جمهوری اسلامی نازل شده است!

اشکوری:‌ هاشمی با تمام وجود مخالف تداوم این دولت است

در ۲۶ تیرماه، همچنان واکنش‌ها به سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی ادامه دارد.

در ادامه این واکنش‌ها حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر، و روحانی نواندیش در گفت‌وگو با رادیو فردا از نماز جمعه در تهران، به امامت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و همچنین از فضای سیاسی حاکم در کشور می‌گوید.

آقای اشکوری پیش از هر چیز، سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی را مثبت تلقی می‌کند.

رادیو فردا: آقای اشکوری، دلیل این تلقی شما چیست؟

حسن یوسفی اشکوری: شاید دلیل این ارزیابی من این است که من همین اندازه هم توقع نداشتم. فکر می‌کردم ایشان محافظه‌کارانه‌تر از این عمل خواهد کرد و اگر بناست دو امتیاز به این طرف بدهد، یک امتیاز هم احتمالاً به آن طرف می‌دهد. چون این روش و منش آقای هاشمی رفسنجانی در طول این زمان نه چندان کوتاه ۳۰ ساله بوده است.

اما واقعیت امر این است که ایشان در عین حفظ آرامش و سنجیده سخن گفتن، ضمن اینکه بهانه‌ای هم به آن طرف نداد، کوچکترین امتیازی هم به آن طرف نداد؛ با لحن و زبانی دیپلماتیک ولی کاملاً روشن، از جنبش اعتراضی مردم حمایت کرد. در یک هفته‌ای که بنا بود آقای هاشمی برای اقامه خطبه نماز جمعه بیاید، در رسانه‌ها و سایت‌ها و مقاله‌ها و تحلیل‌های مختلف هرکسی سعی می کرد که آقای هاشمی سخنگوی او باشد.

دو جناح در حکومت هم همین توقع را داشتند. ولی واقعیت این است که آقای هاشمی، با ظرافت و دقت، در نهایت جانب جنبش اعتراضی را گرفت. منتها با لحنی نرم و ملایم و بدون گزندگی و بدون اینکه بهانه به آن طرف بدهد، همین خواسته‌ها را مطرح کرد اما آنها را هم خشمگین نکرد؛ سخنان و تعبیرات گزنده‌ای به کار نبرد که بهانه به دست آنها بدهد.

فکر می‌کنم که صحبت‌های آقای هاشمی رفسنجانی، هم خیرخواهانه بود، هم صادقانه و هم منصفانه. به هر حال در مجموع من سخنان آقای هاشمی رفسنجانی را مثبت و به نفع جنبش اعتراضی مردم ایران می‌بینم.

آقای اشکوری، به نظر شما، تا چه حد دولت و رهبری به خواسته‌ها و مسائلی را که آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های دیروز مطرح کردند، توجه خواهد کرد؟

همه آنچه که ایشان گفتند، عملی است؛ چون چیزهای خیلی عجیب و ناشدنی مطرح نکردند. البته خواست عمومی مردم ابطال انتخابات و تجدید آن بود، که خوب چون از نظر قانونی و شکلی، از این مرحله گذشته‌اند، طبیعی است که دیگر آن شعارها موضوعیت ندارد.

آقای هاشمی رفسنجانی در مطالبی که گفتند، بخصوص تأکید کردند که این خواسته‌هایی که ایشان مطرح می‌کند، مورد تأیید مجلس خبرگان رهبری و همینطور مجمع تشخیص مصلحت نظام هست. بنابراین ایشان سخنانی که گفتند هم سخنان سنجیده‌ای بود، هم مورد حمایت دو نهاد مهم نظام جمهوری اسلامی بوده و از طرف دیگر هم این خواسته‌ها، چیزهای حداقلی بود که در چارچوب قانون اساسی، در چارچوب همین نظام و وضعیت موجود هم قابل اجراست.

اما اینکه بشود یا نشود، این به عوامل متعددی بر می‌گردد. یکی این است که واقعاً خود مجموعه نظام، رهبری، دولت و ریاست جمهوری، نهادهای امنیتی، نهادهای نظامی، که فعلاً پشت این صحنه هستند و به هر حال رهبری این کودتا، به تعبیری، بر عهده دارند، تصمیمشان چه باشد.

بالاخره در آینده می‌خواهند چه کنند؟ به نظر می‌آید که اگر اندک عقل و تدبیری در مسئولان نظام جمهوری اسلامی باشد، به سود خودشان است که این تنش را کمتر کنند و این زندانی‌های سیاسی بی‌گناه را آزاد کنند، تا در آینده با رادیکالیسم تندتر و مقاومت تندتری مواجه نشوند و این به سود خودشان است.

آقای یوسفی اشکوری، شما فضای سیاسی جمهوری اسلامی ایران را در ماه‌های پیش رو چگونه می‌بینید؟ آقای خامنه‌ای، آقای هاشمی رفسنجانی و آقای احمدی‌نژاد چگونه روابط سیاسی خواهند داشت؟

پیش‌بینی حوادث آینده واقعاً کار ساده‌ای نیست. ولی به نظر می‌آید که آقای هاشمی رفسنجانی با توجه به اینکه خودش از آغاز به شدت معترض دولت احمدی‌نژاد بوده و بعد هم در این جریان مناظره‌ها آقای احمدی‌نژاد با آن حریم‌شکنی‌ها و پرده‌دری‌هایی که انجام داد و آقای هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش را به شدت مورد انتقاد تام قرار داد، آقای هاشمی رفسنجانی با تمام وجود معترض و مخالف این دولت و تداوم آن است.

بویژه اینکه حتی در نهایت رهبری هم علیرغم آن نامه معروف آقای هاشمی و علیرغم آن دیدار سه ساعته‌ای که با ایشان داشت و تلاش‌هایی که ایشان کرد که به نوعی با رهبری به تفاهم برسد در ارتباط با امر انتخابات، در نهایت هم دیدیم که باز هم جانب آقای احمدی‌نژاد را گرفت.

بنابراین این مناسبات و روابط به شدت تیره شده. اما به نظر می‌رسد که آقای هاشمی رفسنجانی فعلاً به جای اینکه با رهبری و حتی با دولت به تقابل بپردازد، با این سخنان دیپلماتیک و چند پهلو و در عین حال روشن از این مرز و مرحله بگذرد تا در مراحل بعد بتواند به برنامه‌ها و افکار خودش جامه عمل بپوشاند.

آنچه من پیش‌بینی می‌کنم این است که ایشان پس از این هم در برابر دولت به اشکال مختلف خواهد ایستاد و به هر حال با دولت و شخص آقای احمدی‌نژاد مقابله خواهد کرد؛ به شکل‌هایی که خودش می‌داند و از شیوه‌هایی که خودش معمولاً استفاده می‌کند؛ بویژه که دو نهاد مهم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام را هم در اختیار دارد؛ و بخشی از اصولگراهای درون حاکمیت هم با آقای هاشمی رفسنجانی هستند.

جنبش عمومی اعتراضی هم با سخنان ایشان طبیعی است که به سوی ایشان گرایش بیشتری پیدا کرده باشد. بنابراین این پایگاه مردمی ایشان هم تاحدودی ترمیم شده است. اما در ارتباط با رهبری، آنچه مسلم است این است که روابط بیش از گذشته تیره است و حتی شما اگر توجه کرده باشید می‌بینید ایشان در سخنرانی خطبه های نماز جمعه از رهبری یاد نکرد.

یک بار فقط به مناسبتی یاد کرد ولی هیچگونه تأییدی، تجلیلی، هیچیک از این سخنان را که طبق معمول هم بود، انجام نداد. در گذشته سابقه ندارد که آقای هاشمی رفسنجانی اینگونه سخن بگوید. این نشان دهنده تیرگی روابط این دو شخصیت مهم و مؤثر نظام جمهوری اسلامی است.

یازده قسمت از بدن آیت الله خامنه ای که به آن نیازی ندارد/ابراهيم نبوي

می ماند یک انگشت اشاره که هر وقت بلندش می کند، بیست تا روزنامه نگار می افتند زندان

گوش: رهبری نیاز به گوش ندارد، چون افرادی که با او حرف می زنند، همان چیزهایی را می گویند که خودش گفته است، به همین دلیل اصلا نیازی به شنیدن آنچه گفته است، ندارد.

چشم: به گفته پزشکان رهبری نیاز به چشم هم ندارد، چون دشمنانی را که وجود ندارند و شبیخون کرده اند از ده هزار کیلومتری می بیند.

دست: رهبری نیاز به دست ندارد، چون همه جا دست دارد، و مشکلی هم احساس نمی کند.

معده: به گفته پزشکان رهبری نیاز به معده ندارد، چون اگر داشته باشد، ممکن است گرسنه اش بشود و یادش بیفتد که مردم گرسنه اند، به همین دلیل اصلا نیازی به آن ندارد.

دماغ: به گفته پزشکان دماغ یا برای احساس کردن بوی خطر است، که رهبری اصلا این بو را احساس نمی کند، یا برای نگه داشتن عینک است که عینک به درد کسی می خورد که بخواهد از چشمش استفاده کند، که ایشان بدون عینک هم در جریان همه چیز هست.

سایر انگشت ها: اصولا به گفته پزشکان سایر انگشت ها( بجز انگشت اشاره) یا برای گرفتن چیزی است یا برای دادن چیزی به کسی، ایشان که همه چیزها را گرفته، چیزی هم نمی خواهد بدهد، می ماند یک انگشت اشاره که هر وقت بلندش می کند، بیست تا روزنامه نگار می افتند زندان.

پا: انسان شناسان معتقدند عضوی به نام پا برای رفتن است، وقتی همه چیز پیش شما بیاید، نیازی به رفتن ندارید.

ابرو: ابرو یک عضو در صورت است که معمولا یا برای خوشگلی است یا برای حفظ امنیت نظام، وقتی کسی نتواند بگوید بالای چشم آقا ابروست، و اگر بگوید باید برود زندان یا حداقل سه هزار کیلومتر فاصله بگیرد، ابرو به درد آقا نمی خورد.

خال لب: رهبری به خال لب دوست گرفتار نمی شود، برخلاف رهبر سابق( آیت الله خمینی که به خال لب دوستش گرفتار شد) ایشان یک خصوصیتی دارد که هر کس به او توجه کند، در هر حال گرفتار می شود، به همین دلیل نیازی به خال لب ندارد.

سیستم عصبی: سیستم عصبی برای نشان دادن واکنش است، مثلا شما دارید سقوط می کنید، سیستم عصبی به شما هشدار می دهد، یا در یک سطح شیب دار بطرف پائین هستید، سیستم عصبی به شما می گوید که دارید پائین می روید، یا شب ها صدای مرگ بر دیکتاتور می شنوید، سیستم عصبی به شما می گوید باید زودتر یک کاری بکنید. به گفته پزشکان معالج رهبری این سیستم مدتهاست از بین رفته است.

غدد اشکی: معمولا غدد اشکی در انسان این خاصیت را دارد که وقتی اشک تولید می کند، انسان آرام و معتدل می شود، در رهبری هر وقت اشک تولید می شود، مثل هجده تیر 78 یا بیست و پنجم خرداد 88 یک روز بعد تعداد زیادی ادم یا زندانی یک مجروح می شوند، به نظر می رسد بخش فریاد حنجره ایشان با غدد اشکی کارکردش تغییر کرده، به همین دلیل وجود آن غیر ضروری است.

نقل از کتاب طب الکبیر اثر محمد سرورالدین از دانشگاه آکسفورد، صص 220-228

هشت مساله اساسی در سقوط هواپیمای کاسپین

سقوط هواپیما یا تصادف اتومبیل مثل فوتبال مستقیما با وضع سیاسی کشور رابطه دارد، هفته گذشته در جریان پرواز هواپیمای فوکر در مسیر تهران ایروان 152 نفر کشته شدند، یکی از کارشناسان کاسپین گفته است که در این شرکت هواپیمایی همه می دانستند این هواپیما نقص فنی دارد و نباید پرواز کند، اما مثل خیلی چیزهای دیگر پرواز کرد و مثل خیلی چیزهای دیگر در مملکت ما سقوط کرد، بیایید ببینیم چه چیزهایی در مملکت ایراد دارد که ملت ما یا دائم در سقوط هواپیما کشته می شوند، یا تصادف رانندگی یا درگیری خیابانی

اول: رهبری، خودش معلول یک حادثه است و از نظر آناتومی اشکال فنی دارد و برای پرواز مناسب نیست.

دوم: رئیس جمهور رادارش کار نمی کند، یا هاله نور می بیند، یا تصور می کند با پیغمبر حرف می زند، یا از نظر محاسبات و فنی ایراد دارد، اصلا چنین موجودی برای امر پیچیده ای مثل پرواز مناسب نیست.

سوم: فرمانده ارتش، خودش بطور طبیعی 150 کیلو اضافه بار دارد و اگر سوار هواپیمای سالم هم بشود، آن هواپیما دچار نقص فنی خواهد شد.

چهارم: فرمانده نیروی هوایی، مهم ترین فرماندهان نیروی هوایی ایران به دلیل سقوط هواپیما کشته شده اند.

پنجم: مسوول سازمان هواپیمایی و زارت راه و ترابری، تقریبا همه مسوولان وزارت راه و سازمان هواپیمایی کشوری خودشان در سقوط هواپیما کشته شده اند، چه انتظاری از مردم عادی داریم؟

ششم: قطار باربری، پنج شش سال قبل یک قطار باربری که ده نفر خدمه داشت تصادف کرد و 350 نفر در این تصادف کشته شدند. پس مشکل از هواپیما هم نیست.

هفتم: ماشین های سواری، هر سال در ایران ما رکورددار بیشترین تصادف هستیم و به اندازه یک جنگ یا ده انقلاب هر سال قربانی تصادف می دهیم، سالانه 35 هزار نفر در تصادفات جاده ای می میرند.

هشتم: راهپیمایی سکوت: یک ماه قبل در تهران سه میلیون نفر در سکوت راهپیمایی کردند، آنها حتی شعار هم نمی دادند، نمی دویدند و با هم حرف نمی زدند، فقط راه می رفتند. در نتیجه هزار نفر زندانی و صد نفر کشته شدند.

نتیجه گیری اخلاقی: یک عکس احمدی نژاد، عکس خامنه ای، عکس شاهرودی، عکس لاریجانی و عکس مرتضوی را داخل هر وسیله نقلیه ای بگذارید قطعا تصادف می کند. ربطی به سرنوشت هم ندارد.

هشت معجزه (ابراهیم نبوی

هشت معجزه احمدی نژاد که پیامبران بزرگ الهی نداشتند

عصای موسی: حضرت موسی عصا را به اژدها تبدیل می کرد و به مردم کمک می کرد، حضرت محمود باتوم را به نیروی ضد شورش تبدیل می کند و به جان مردم می اندازد.

کشتی نوح: حضرت نوح در کشتی اش همه جور جانوری را نگه می داشت، حضرت محمود در کابینه اش همه جور جانوری را نگه می دارد.

دم عیسی: حضرت عیسی مرده ها را زنده می کرد، حضرت محمود در یک ماه ظهورش در دوره جدید صد زنده را مرده کرده است.

زبان سلیمان: حضرت سلیمان با هر حیوانی می توانست به هر زبانی حرف بزند، حضرت محمود با هیچ آدمی هم نمی تواند حرف بزند.

جمال یوسف: حضرت یوسف آنقدر زیبا بود که هر وقت زنان او را می دیدند به او خیره می شدند و دستشان را می بریدند، حضرت محمود طوری است که تا تصویرش پخش می شود، زنان می گویند خاموش کن مرده شور اون قیافه نکبتت رو ببره

کتاب آسمانی: معجزه حضرت محمد کتاب آسمانی بود که بر وی نازل شد، معجزه حضرت محمود کتاب " معجزه هزاره سوم" بود که بر فاطی الهام شد.

مرغ ابراهیم: معجزه حضرت ابراهیم این بود که چهار مرغ مرده را زنده کرد، معجزه حضرت محمود این بود که در چهار سال کاری کرد قیمت مرغ سه برابر بشود.

شق القمر: یکی از معجزات حضرت محمد این بود که کره ماه را در عربستان به دو نیمه کرد و در حقیقت شق القمر کرد، معجزه حضرت محمود این بود که در نیویورک دور خودش هاله نور دید.

نقل از کتاب قصص الائمه الکفر، فصل محمود پیامبر، صفحه 234

Samstag, 18. Juli 2009

بعداز سانحه تصادف برای مدیر قسمت کامپیوتر وزارت کشور( قسمت آرا) ! حال سانحه تصادفی دیگر !‌ ولی اینبار مجتبی تکین و همسر و فرزند

مقصد: آسمان بهشت از گذر حیران
عصر جمعه تلفن همراهم زنگ می‌زند، دوست عکاسم بهنام صحوی با صدایی گرفته می‌خواهد به خبرگزاری بیایم. علت را جویا می‌شوم. می‌گوید: مجتبی تکین تصادف کرده است.

تلفن را قطع می‌کنم و بی‌درنگ به سمت خبرگزاری می‌آیم. در مسیر آمدن بد به ذهنم راه نمی‌دهم. پله‌ها را دو تا یکی می‌کنم و وارد گروه عکس می‌شوم! نه نه! باورکردنی نیست. حتما خواب می‌بینم! برمی‌گردم و تا انتهای کوچه می‌روم تا به خیابان می‌رسم. تلفنم دوباره زنگ می‌زند، دوست دیگری است. حال و احوال می‌کند و حین صحبتم همکاران دیگر را می‌بینم که گریان به سمت خبرگزاری می‌روند!

به تحریریه برمی‌گردم، دوباره نگاه می کنم و مبهوت می‌شوم. همه گریه می‌کنند. مهمانان ناخوانده داریم. محمد خیرخواه به سمتم می‌آید و تسلیت می‌گوید. پشت یکی از سیستم‌های گروه سیاسی می‌نشینم، خبرها را مرور می‌کنم و دیگر گریه امان نمی‌دهد.

مجتبی تکین عکاس باسابقه خبری کشور و دبیر گروه عکس خبرگزاری مهر و روزنامه تهران تایمز امروز جمعه بر اثر سانحه تصادف به رحمت ایزدی پیوست

.آخرین وداع با خانواده تکین ؛ فردا ساعت 9 صبح

پیکر مجتبی تکین و همسر و فرزند وی ساعت 9 صبح فردا یکشنبه 28 تیرماه از مقابل منزل آن مرحوم به سمت بهشت زهرا (س) تشییع می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، پیکر دبیر گروه عکس خبرگزاری مهر که روز جمعه در سانحه تصادف به دیار باقی شتافت به همراه همسر و فرزند آن مرحوم ساعت 9 صبح فردا از مقابل منزل وی در خزانه بخارایی، نرسیده به فلکه اول، کوچه شهید داود سلیمیان، شماره 36 به سمت بهشت زهرا (س) تشییع می‌شود

مرحوم مجتبی تکین و دخترش "شکیلا"

ضمنا وسیله نقلیه برای انتقال دوستان و همکاران زنده‌یاد مجتبی تکین به بهشت زهرا (س) از مقابل منزل آن مرحوم و همینطور خبرگزاری مهر مهیا است

مجتبی تکین دبیر گروه عکس خبرگزاری مهر و روزنامه تهران تایمز که از عکاسان برجسته ، متعهد و اخلاق گرای جامعه رسانه ای کشور بود عصر جمعه در حادثه رانندگی در محور گردنه حیران به همراه دختر خردسالش و نیز همسر مرحومه اش به رحمت ایزدی پیوست

http://www.mehrnews.com/fa/

شنبه آینده روز همبستگی جهانی با جنبش مردم ایران

فراخوان جهانی برای پشتیبانی از جنبش مردم ایران در روز شنبه ۳ مرداد


رادیو آلمان: در پی ناآرامی‌های اخیر در ایران و سرکوب خشن معترضان توسط نیروهای انتظامی، سازمان عفو بین‌الملل، گزارشگران بدون مرز و انجمن بین‌المللی قلم، مردم جهان را برای پشتیبانی از حقوق‌بشر و آزادی مطبوعات در ایران فراخواندند.

سازمان‌های پشتیبان حقوق‌بشر با انتشار بیانیه‌ای در برلین، اعلام کردند، که روز شنبه (۲۵ ژوئیه، ۳ مرداد) روز همبستگی جهانی با جنبش مردم ایران و مطالبات برحق آنان است. سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر از جمله خواهان توقف فوری خشونت دولتی علیه مردم و آزادی تمام زندانیان سیاسی شدند.

سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر با این فراخوان می‌کوشند، برنامه‌هایی در سراسر جهان در اعتراض به نقض حقوق‌شهروندی در ایران برپا دارند.

یکی دیگر از خواسته‌های سازمان‌های پشتیبان حقوق‌بشر، بررسی نقض حقوق مردم ایران، پس از رخدادهای اخیر، زیر نظر سازمان ملل متحد است.

به گفته این سازمان‌ها، پاسخ جمهوری اسلامی به «تظاهرات مسالمت‌جویانه» معترضان، ضرب وشتم، بازداشت، و کشتار بوده است.

در پی ناآرامی‌های اخیر در ایران و سرکوب خشن معترضان توسط نیروهای انتظامی، سازمان عفو بین‌الملل، گزارشگران بدون مرز و انجمن بین‌المللی قلم، مردم جهان را برای پشتیبانی از حقوق‌بشر و آزادی مطبوعات در ایران فراخواندند.

سازمان‌های پشتیبان حقوق‌بشر با انتشار بیانیه‌ای در برلین، اعلام کردند، که روز شنبه (۲۵ ژوئیه، ۳ مرداد) روز همبستگی جهانی با جنبش مردم ایران و مطالبات برحق آنان است. سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر از جمله خواهان توقف فوری خشونت دولتی علیه مردم و آزادی تمام زندانیان سیاسی شدند.

سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر با این فراخوان می‌کوشند، برنامه‌هایی در سراسر جهان در اعتراض به نقض حقوق‌شهروندی در ایران برپا دارند. شیرین عبادی، دارنده جایزه صلح نوبل نیز از این فراخوان حمایت کرده است.

یکی دیگر از خواسته‌های سازمان‌های پشتیبان حقوق‌بشر، بررسی نقض حقوق مردم ایران، پس از رخدادهای اخیر، زیر نظر سازمان ملل متحد است. به گفته این سازمان‌ها، پاسخ جمهوری اسلامی به «تظاهرات مسالمت‌جویانه» معترضان، ضرب وشتم، بازداشت، و کشتار بوده است.

بازگشت نیرومند معترضان به خیابان‌ها

در پی برگزاری مراسم نماز جمعه در ۲۶ تیر به امامت آیت‌‌الله هاشمی رفسنجانی، روحانی پرنفوذ ایران، صدها هزار نفر از مردم تهران بار دیگر در خیابان‌های پایتخت دست به تظاهرات زدند.

به گفته خبرگزاری‌ها و به نقل از شاهدان عینی، میان مردم و نیروهای امنیتی-انتظامی زد و خوردهایی رخ داده که در پی آن تعداد زیادی از تظاهرکنندگان بازداشت شده‌اند. نیروهای دولتی وسیعاً از گاز اشک‌آور علیه مردم استفاده کرده‌اند.

رئیس شورای مصلحت نظام، در نماز جمعه‌ای کم‌نظیر، در سخنان خود از دولت انتقاد کرد و کشور را مواجه با بحران دانست. رفسنجانی با اشاره به نقش تعیین‌کننده مردم در سرنگونی نظام سلطنتی، کسب اعتماد دوباره از مردم را بسیار مهم خواند.

رفسنجانی با صدایی بغض‌آلود، از رژیم خواست، که زندانیان را آزاد کند و خواهان مدارا و تساهل میان گروه‌های مخالف شد. این روحانی ۷۵ ساله، با سخنان خود، باردیگر حمایتش را از طرفداران موسوی آشکار ساخت.

رفسنجانی تاکید کرد، که بخش عظیمی از مردم نسبت به نتایج انتخابات تردید دارند.

"صرف همراهی مردم مشروعیت نظام را ایجاد نمی‌‌کند"

آیت‌الله یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان در گفت‌وگویی با خبرنگاران در قم اعلام کرد، که هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران با طرح مسایلی به اصل مشروعیت نظام بی‌توجه‌ای کرده است.

به گفته یزدی اصلاح‌طلبان نخست سبب ایجاد بذر تردید در جامعه شدند. یزدی افزود، مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خدا و تنها مقبولیت از سوی مردم است و صرف همراهی مردم مشروعیت نظام را ایجاد نمی‌کند.

خبرگزاری فارس به نقل از یزدی می‌نویسد: «هاشمی رفسنجانی در خطبه اول نماز جمعه مردم را تکیه ‌گاه قرار دادند و این غلط فاحش است.»

در مقابل، محمد غروی عضور ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا، سخنان رفسنجانی را دلسوزانه خواند و آن را نشانه تقوای بالای خطیب نماز جمعه دانست. وی با تقدیر از رفسنجانی در جهت مدیریت نظام به انتخاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رئیس‌جمهوری انتقاد کرد. وی با اشاره به تذکرات مکرر از سوی علما به رئیس‌جمهوری، انتصاب مشایی را دور از انتظار خواند.

«پرسپولیس بچه یتیمی است که چندین مادر دارد» گفت‌وگو با پرویز زاهدی

درآستانه شروع فصل جدید لیگ برتر فوتبال ایران، تیم سنتی پرسپولیس همچنان بدون سرمربی مانده است. پرویز زاهدی، سردبیر ورزشی روزنامه ایران در مصاحبه با دویچه وله به بررسی ادامه وضعیت بی ثباتی در مدیریت پرسپولیس پرداخته است.

تیم فوتبال پرطرفدار پرسپولیس تهران پس از پشت سر گذاشتن سالی ناکام در عرصه فوتبال ایران و آسیا، این بارنیز در آستانه فصل بحرانی دیگری قرار گرفته است. در حالی که فصل جدید لیگ برتر ایران در اواسط ماه مرداد آغاز می‌شود، وضعیت رهبری کادر فنی قرمزپوشان پایتخت در پرده ابهام است.

رایزبرگن هلندی، کلاوس توپ‌مولر آلمانی و برانکو ایوانکویچ کروات، گزینه‌های سران پرسپولیس برای سمت سرمربی‌گری این تیم در طول روزهای اخیر بودند. اما این ۳ مربی علیرغم دست مزدهای پیشنهادی هنگفت با اشاره به وضعیت نامطلوب ساختاری امکانات در باشگاه پرسپولیس و مسایل حاشیه‌ای در کشور، ازعقد قرارداد با این تیم صرف نظر کردند.

پرویز زاهدی، خبرنگار ورزشی پرسابقه و سردبیر ورزشی روزنامه ایران در تهران در گپی با بخش فارسی دویچه وله ضمن اشاره به ساختار دولتی پرسپولیس وضعیت این باشگاه پرطرفدار را به «بچه یتیمی» توصیف می‌کند که «چندین مادر دارد».

مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: فرید وحیدی

برای شنیدن گفت‌وگو با پرویز زاهدی لینک پایین صفحه را کلیک کنید.